پدر محمد‌حسین جعفریان درگذشت + مجلس ختم
پدر محمد‌حسین جعفریان شاعر و مستند‌ساز کشورمان امروز در بیمارستان ایرانمهر تهران پس از یک دوره بیماری درگذشت.

يادداشت   یکشنبه ۶ فروردین ۱۳۹۱

کفتارها چرا و چگونه در این ملک پیدا می شوند؟
یکبار دیگر برایتان گفته ام که من ساکن یکی از پرازدحام ترین محلات تهرانم؛ حاشیه اتوبان نواب. نمی دانم خدا چگونه از سر تقصیرات سازندگان این پروژه خواهد گذشت.

يادداشت   سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۰

شبانی
دلم را چون انارى کاش یک شب دانه مى کردم / به دریا مى زدم در باد و آتش خانه مى کردم

يادداشت   یکشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۰

تأخیر؛ واژه مترادف سفرهای هوایی!
تنها هنگام آغاز سفر، مهماندار یک پوزش خشک و خالی کرد و بعد هم طریقه بستن کمربندها را شرح داد و تمام!

يادداشت   یکشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۰

ما روزهای جمعه تعطیلیم …
این وجیزه را مدتی پیش تحت تاثیر رمان هنوز منتشر نشده ی جناب سید مهدی شجاعی عزیز (با موضوع ظهور و انتظار) نوشته ام. بی اغراق در طول این سالها کمتر کتابی با این مایه شیرینی و تاثیرگذاری خوانده ام. با آرزوی کسب مجوز و انتشار هر چه سریعتر این کتاب ، شکسته بسته ی [...]

شرکتهای هرمی؛ قاتلان خاموش!
ماجرای شرکت‌های هرمی هم حکایت عجیبی است. با این همه هشدار و اطلاع‌رسانی، باز هر بار خبر می‌رسد از گوشه ای سردرآورده و جماعتی را غارت کرده اند.

يادداشت   چهارشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۰

حق انقلاب ادا نشد
همه ساله دهه فجر که می آید، صدا و سیما پر می شود از برنامه های رنگارنگ مناسبتی که تهیه کنندگان آنها درصدد رفع تکلیفند

يادداشت   دوشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۰

مشکل مردم باید سیستماتیک حل شود نه با ارسال نامه به رئیس‌جمهور
در هر سفر استانی رئیس جمهور 25 هزار نامه جمع‌آوری می‌شود که این امر نشان دهنده این است که مشکل سیستماتیک داریم و سیستمی برای این موضوع طراحی نکرده‌ایم.

يادداشت   یکشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۰

حکایت
سروده‌ی جدید علیرضا قزوه / بگو که آخرتش را بر آب خواهم ریخت - اگر قیامت این راز بر ملا نکند

يادداشت   یکشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۰

گاردی ها در مدرسه «موثق عاملی»!
در سرمای به گمانم دیماه بود، توی صف منتظر ورود به کلاسهایمان بودیم که ناگهان یک جیپ نظامی با چهار پنج نیروی ارتشی که آن روزها به گاردی ها مشهور بودند، جلوی مدرسه با ترمز پر سر و صدایی ایستاد.

يادداشت   شنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۰

مدیریت‌کردن پول یا با پول مدیریت‌کردن!
مگر کم نیروی کار جوان داریم؟ پس چرا باز اینهمه گرانی و بیکاری و مشکل در مملکت هست؟ و خودش جواب می‌دهد: بله! ما همه اینها را داریم، اما مدیریت نداریم.

يادداشت   یکشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۰

از کاپیتالِ مارکس تا رساله امام (ره)
هر چه سعی کردم کم نیاورم، معلم با سئوالات رگباری‌اش درباره کتاب و مفاهیم و حتی واژه‌های آن مچم را می‌گرفت. آن روز اولین بار بود که به تلخی فهمیدم نمایش دانایی، جای دانایی را پر نمی‌کند.

يادداشت   شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۰

وزارت خارجه و انبوه واجبات در حال قضا!
انعکاس شایسته و مداوم و حساب شده این مسئله و پیگیری آن در محافل مختلف و رسانه‌های جهانی، می‌تواند به همراهی بیشتر افکار عمومی جهان با ملت ایران، در این مقطع حساس منجر شود.

يادداشت   پنجشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۰

مبارزان جهان !برهنه شوید!
چگونه است که نزد برخی چهره های به ناحق شهره شده در هنر و ادبیات و... این دیار، قانون ناقض بشری نهادهای غربی با نامهای قلمبه و سلمبه حقوق بشر و... بر احکام جاودانه و ازلی و ابدی خداوندی برتری می یابند؟

يادداشت   چهارشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۰

کدام جبهه از همه خطرناک‌تر است؟
یکی نیست از آقای الهام بپرسد اگر بناست مجلس آینده، مطیع و منقاد رئیس‌جمهور باشد، پس دیگر علت وجودی‌اش چیست؟

يادداشت   چهارشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۰

یک پیشنهاد برای صدا و سیما
به زبان ساده‌تر، دو برابر تلاش برای افزایش تعداد شبکه، باید به افزایش کیفیت محصولات عرضه شده از همین شبکه‌های موجود باشیم ...

يادداشت   سه شنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۰

قصه
آخر این قصّه را من جور دیگر دیده ام / گرگ ها را هم برادرهای یوسف می خورند!

يادداشت   سه شنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۰

حکایت رندبازی رضا امیرخانی
وقتی به امیرخانی زنگ زدم برخلاف «منشی‌بازی»هایی که انگار جزو آداب و رسوم این روزهای آدم‌های مثلا معروف و سرشناس است، خودش گوشی را برداشت ...

يادداشت   سه شنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۰

این‌همه کالای قاچاق این‌همه قاچاقچی؟!
این چه مافیای قدرتمندی است که چنین قاچاقی می‌کند و در صدها هزار مغازه و دکه در سرتاسر کشور هم توان توزیع آن را دارد؟

يادداشت   سه شنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۰

والفجر ۸
با اینکه با عباس سنبل بسیار صمیمی و قدیمی بودم. اما باز این باعث نمی شد که در مسایل نظامی راز داری را فراموش کنیم یا آنها زیر پا بگذاریم ...

يادداشت   سه شنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۰


پرسیدم از او خلاصه نامش را
با چفیه گرفت روی آرامش را
آن مرد شگفت شیمیایی ناگاه
با سرفه به من رساند پیغامش را

دين
رسانه
ادب پارسی
پيوند
irafta
irafta