پدر محمدحسین جعفریان درگذشت + مجلس ختم
پدر محمدحسین جعفریان شاعر و مستندساز کشورمان امروز در بیمارستان ایرانمهر تهران پس از یک دوره بیماری درگذشت.
کفتارها چرا و چگونه در این ملک پیدا می شوند؟
یکبار دیگر برایتان گفته ام که من ساکن یکی از پرازدحام ترین محلات تهرانم؛ حاشیه اتوبان نواب. نمی دانم خدا چگونه از سر تقصیرات سازندگان این پروژه خواهد گذشت.
شبانی
دلم را چون انارى کاش یک شب دانه مى کردم / به دریا مى زدم در باد و آتش خانه مى کردم
تأخیر؛ واژه مترادف سفرهای هوایی!
تنها هنگام آغاز سفر، مهماندار یک پوزش خشک و خالی کرد و بعد هم طریقه بستن کمربندها را شرح داد و تمام!
ما روزهای جمعه تعطیلیم …
این وجیزه را مدتی پیش تحت تاثیر رمان هنوز منتشر نشده ی جناب سید مهدی شجاعی عزیز (با موضوع ظهور و انتظار) نوشته ام. بی اغراق در طول این سالها کمتر کتابی با این مایه شیرینی و تاثیرگذاری خوانده ام. با آرزوی کسب مجوز و انتشار هر چه سریعتر این کتاب ، شکسته بسته ی [...]
شرکتهای هرمی؛ قاتلان خاموش!
ماجرای شرکتهای هرمی هم حکایت عجیبی است. با این همه هشدار و اطلاعرسانی، باز هر بار خبر میرسد از گوشه ای سردرآورده و جماعتی را غارت کرده اند.
حق انقلاب ادا نشد
همه ساله دهه فجر که می آید، صدا و سیما پر می شود از برنامه های رنگارنگ مناسبتی که تهیه کنندگان آنها درصدد رفع تکلیفند
مشکل مردم باید سیستماتیک حل شود نه با ارسال نامه به رئیسجمهور
در هر سفر استانی رئیس جمهور 25 هزار نامه جمعآوری میشود که این امر نشان دهنده این است که مشکل سیستماتیک داریم و سیستمی برای این موضوع طراحی نکردهایم.
حکایت
سرودهی جدید علیرضا قزوه / بگو که آخرتش را بر آب خواهم ریخت - اگر قیامت این راز بر ملا نکند
گاردی ها در مدرسه «موثق عاملی»!
در سرمای به گمانم دیماه بود، توی صف منتظر ورود به کلاسهایمان بودیم که ناگهان یک جیپ نظامی با چهار پنج نیروی ارتشی که آن روزها به گاردی ها مشهور بودند، جلوی مدرسه با ترمز پر سر و صدایی ایستاد.
مدیریتکردن پول یا با پول مدیریتکردن!
مگر کم نیروی کار جوان داریم؟ پس چرا باز اینهمه گرانی و بیکاری و مشکل در مملکت هست؟ و خودش جواب میدهد: بله! ما همه اینها را داریم، اما مدیریت نداریم.
از کاپیتالِ مارکس تا رساله امام (ره)
هر چه سعی کردم کم نیاورم، معلم با سئوالات رگباریاش درباره کتاب و مفاهیم و حتی واژههای آن مچم را میگرفت. آن روز اولین بار بود که به تلخی فهمیدم نمایش دانایی، جای دانایی را پر نمیکند.
وزارت خارجه و انبوه واجبات در حال قضا!
انعکاس شایسته و مداوم و حساب شده این مسئله و پیگیری آن در محافل مختلف و رسانههای جهانی، میتواند به همراهی بیشتر افکار عمومی جهان با ملت ایران، در این مقطع حساس منجر شود.
مبارزان جهان !برهنه شوید!
چگونه است که نزد برخی چهره های به ناحق شهره شده در هنر و ادبیات و... این دیار، قانون ناقض بشری نهادهای غربی با نامهای قلمبه و سلمبه حقوق بشر و... بر احکام جاودانه و ازلی و ابدی خداوندی برتری می یابند؟
کدام جبهه از همه خطرناکتر است؟
یکی نیست از آقای الهام بپرسد اگر بناست مجلس آینده، مطیع و منقاد رئیسجمهور باشد، پس دیگر علت وجودیاش چیست؟
یک پیشنهاد برای صدا و سیما
به زبان سادهتر، دو برابر تلاش برای افزایش تعداد شبکه، باید به افزایش کیفیت محصولات عرضه شده از همین شبکههای موجود باشیم ...
قصه
آخر این قصّه را من جور دیگر دیده ام / گرگ ها را هم برادرهای یوسف می خورند!
حکایت رندبازی رضا امیرخانی
وقتی به امیرخانی زنگ زدم برخلاف «منشیبازی»هایی که انگار جزو آداب و رسوم این روزهای آدمهای مثلا معروف و سرشناس است، خودش گوشی را برداشت ...
اینهمه کالای قاچاق اینهمه قاچاقچی؟!
این چه مافیای قدرتمندی است که چنین قاچاقی میکند و در صدها هزار مغازه و دکه در سرتاسر کشور هم توان توزیع آن را دارد؟
والفجر ۸
با اینکه با عباس سنبل بسیار صمیمی و قدیمی بودم. اما باز این باعث نمی شد که در مسایل نظامی راز داری را فراموش کنیم یا آنها زیر پا بگذاریم ...
پرسیدم از او خلاصه نامش را
با چفیه گرفت روی آرامش را
آن مرد شگفت شیمیایی ناگاه
با سرفه به من رساند پیغامش را



