یادداشت محمدحسین جعفریان در روزنامه «تهران امروز»
شماره ۸۲۵ ، دوشنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۰
ما در مملکت مراکز فرهنگی متعددی داریم که آثار فاخر فرهنگی فراوانی تولید میکنند و برای رساندن آنها به مخاطب اما خون جگر فراوان میخورند. بیتردید رسانهها یکی از بهترین مسیرها برای این منظورند. از آنجا که رسانههای مکتوب، نظیر انواع صوتی ـ تصویری آنها انحصاری نیستند، برخی از این مراکز برای این منظور نشریاتی بنیان نهادهاند، برخی حتی پا فراتر گذاشته و خبرگزاری تاسیس کردهاند و موارد مشابه دیگر. اما همه میدانیم، صدا و سیما در این میان یک چیز دیگر است. این روزها شاهد وفور شبکههای صوتی و تصویری هستیم. رئیسجمهور هم گفته باید صد شبکه داشته باشیم. به گمان نگارنده اگر شبیه برخی امور که ناگهان همه در خوب و مهم بودن آن به اتفاق نظر میرسند و سپس کلی همت و تلاش و البته پول بیتالمال برای پیشبرد آن صرف میشود، شبکههای تلویزیونی هم چنین شوند، خطر سریدوزی نظیر دیگر موارد تجربه شده، اینجا هم پیش میآید.
به زبان سادهتر، دو برابر تلاش برای افزایش تعداد شبکه، باید به افزایش کیفیت محصولات عرضه شده از همین شبکههای موجود باشیم. یکی از بهترین روشها اما برای این افزایش همزمان کیفی و کمی در این عرصه، سپردن کار به کاردان است. مثلا ما مراکز متعددی داریم که با بودجههای کلان دولتی و غیردولتی سرگرم ثبت و گسترش مفاهیم قرآنیاند. از آنسو شبکه تلویزیونی «قرآن» را داریم و نیز رادیو قرآن را. اکنون که قانون اجازه تاسیس شبکههای خصوصی را نمیدهد، صدا و سیما میتواند با امضای تفاهمنامههایی، با رعایت همه جوانب، اداره این قبیل شبکهها را به نهادها و مراکز توانا و مرتبط با آن بسپارد، به همین شکل در حوزه ورزش، یا دیگر بخشها. برای مثال اگر حوزه هنری که سابقهای به قدر خود انقلاب اسلامی دارد، الان بخواهد برنامهای درباره شعر انقلاب تولید کند، باید کلی مراحل را طی کند. سپس با تامین بخش عمده هزینهها، لطف شبکهای شاید شاملش بشود و برنامهاش را پخش کنند. آنهم در چه روز و ساعت و مناسبتی و … که خیلی در کنترل خودش نیست. اما اگر مدیریت سیما که شناخت دقیقی از مرکزی چون حوزه هنری دارد و با انبوه محصولات فرهنگی آن که مشخصه همگیشان انقلابی و اسلامی بودن است، آشناست، شبکهای را به این مرکز واگذار کند یا ساعاتی خاص در روز را در شبکهای به آنها بدهد، بدیهی است آنها با شوق و از عمق وجود، تلاش میکنند تا محصولاتشان را در این نمایشگاه بزرگ عرضه کنند. به همین ترتیب مرکز فرهنگی عظیم و پرمخاطبی چون آستان قدس، چرا خودش نباید شبکه رادیو و تلویزیونی مستقلی داشته باشد؟
باری به گمان این قلم زمان آن فرا رسیده است تا راهی یافت که هم به مفاد قانون عدم وجود شبکههای خصوصی صدا و سیما لطمهای وارد نشود و هم نهادهای قدرتمند و معتمد فرهنگی نظام بتوانند محصولاتشان را بیواسطه به مخاطبانشان برسانند و این همه هزینه صرف این منظور نکنند. بهراستی چرا تا به حال چنین نکردهایم؟



